تبليغاتX
مست سبو

مست سبو

*شرح و بیان عاشقی در قدر این مظروف نیست*عاشق توئی معشوق تو حظ بیانم گشته ای*

  سلام عزیزان 

امیدوارم که همیشه خوش و سلامت باشین و زیر سایۀ حضرت حق هیج وقت غصه به دلای

بهاریتون رنگ پاییز نده.

راستش دوست داشتم اولین باری که توی بلاگ مطلب مینویسم آغاز کارم رو با تفائلی از

حضرت حافظ شروع کنم.ولی به علت خوش اقبالی اینجانب بلاگ در اولین حضور

من خراب شدمنم که مثل همیشه همه چیزو انداختم گردن قسمت و تقدیر

خلاصۀکلام اینکه نشد با نیت وارد شدن به جمع دلای دریایی شماتفائلی از حضرت حافظ بگیرم.

تا اینکه در همین روزهای اخیر برای یک نیتی که اگه میشد حتمأ براتون میگفتمتفائلی به دیوان حافظ

زدم.( باید بدونین که من عاشق اشعار حافظم )

چیزی که باعث شد من اینقدر پرچونگی کنم اینه که برای اولین باربرای من از حضرت حافظ شعری

آمد که از جهت مفهوم و نکته هاش خیلی جالب بود.

جوری که حس میکردم حضرت حافظ دارن مستقیم با من صحبت می کننو منو در عین به آرامش

فرا خوندن نصیحت می کنن.نمیدونین از این فال چه آرامشی به دلم  وارد شده

آخرین نکته در مورد این تفائل اینه که نیتش شب قدر به دلم افتاد!!!!

واقعیتش اینه که دلم نیومد شماروتواین آرامش شریک نکنم

امیدوارم شما هم مثل من از این اشعار نورانی استفاده ای ببرین

                                                                                                                                     شقایق  

 

الا یا ایها الساقی اذر کأسأ وناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

      پیش ازنیت بیش از این اندیشۀ عشاق بود               مهرورزی توبا ماشهرۀ آفاق بود

       یاد بادآن صحبت شبها که بازلف توام                      بحث سرّعشق وذکرحلقۀ عشاق بود

      حسن مه رویان مجلس گرچه دل می بردو دین         بحث مادرلطف طبع وخوبی اخلاق بود

       پیش ازآن کاین سقف سبزوطاق مینابرکشند           منظرچشم مراابروی جانان طاق بود

        از دم صبح ازل تا آخر شام ابد                              دوستی ومهربر یک عهدو یک میثاق بود

       سایۀ معشوق اگرافتاد بر عاشق چه شد                ما به او محتاج بودیم او به مامشتاق بود

       بردر شاهم گدایی نکته ای در کار کرد                     گفت بر هر خوان که بنشستم خداارزاق بود

       رشتۀ تسبیح اگر بگسستم معذورم بدار                  دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

       در شب قدر ار صبوحی کرده ام عیبم مکن               سرخوش آمد یاروجامی بر کنار طاق بود

       شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد                       دفتر نسرین و گل راز نیت اوراق بود

                                                                                                                                        شقایق  

+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) سه شنبه 1386/07/24ساعت 2:46 |


 

<<هو المحجوب>>

 

سلام خدمت دوستان گرامی

متشکرم از اینکه به من لطف دارین واز این به بعد منم مهمون چشمهاو دلای مهربونتون میکنین

میخوام یه تشکر مخصوصم از

آه عزیزم

داشته باشم که منو تو این محبت خونه شریک کردتا ایشالا باکمک هم بتونیم لحضات خوب

 پرباری رو براتون بسازیم.ایشالا

 ولی قبل از هر چیز میخوام ازشمادوستان پوزش بطلبم

 بابت کمی وکاستیهایی که درکار من وجودخواهد داشت.چون به قول معروفهنوز ناشیو تازه کارم

  و امیدوارم با نظرات خودتون این دوست تازتون رو راهنمایی کنید

دوست شما شقایق

 

+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) سه شنبه 1386/07/17ساعت 5:9 |


 

 سلام سلام

حال و احوال دوستای خوبم چطوره ؟دوستای نازنین و مهربون و صمیمیه من که همیشه به آه سر میزنید و محبت شما همیشه منو شرمنده میکنه  

راستی . چه خبر از این روزها و شبهائی که اومدن و رفتنشیرید یا روباه  

راستش من که از هیچی خبر ندارمفقط امیدوارم  و دعا میکنم همه ما عاقبتمون خوش و خیر باشه  

امروز یه خبر خوش واستون دارماگه یه نگاه دقیق به سرتا پای مست سبو بندازید میبینید که یه اتفاقاتی توش افتاده

میپرسید چه اتفاقی ؟؟

خب حالا میگم

مست سبو یا بهتر بگم آه از این به بعد یه مهمون ناز و دوست داشتنی داره  بنام

 شقایق

یه مهمون مهربون و به قول بچه ها گفتنی کاردرست   که قراره از این به بعد دوتائی باهم مهمونتون بشیم

آخیش ... مردم از تنهائی !!!

 تقدیم به شقایق من

خب دیگه این دوست نازنین من و اینم شما  مطمئنم شماهام خیلی زود باهاش صمیمی میشید

به همتون سر میزنم

همه تونو دوست دارم

امیدوارم هیچ وقت از ما بدی نبینید

و همیشه دوستای خوبی برای هم باشیم 

چند تا دوست خوبم هستن که تازه لینکشون کردم

خوش اومدید به مست سبو دوستای خوبم

یا حق

 

+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) شنبه 1386/07/14ساعت 6:6 |


 

 

جويند همه هلال و من ابرويت

 

گيرند همه روزه و من گيسويت

 

از جمله ي اين دوازده ماه تمام

 

يک ماه مبارک است و آن هم رويت

 

 

سلام به دوستای عزیز و خوبم .دوستای صمیمی و مهربونم .خیلی از اینکه اینقدر در مورد نوشته های من واکنش نشون میدید و سعی دارید منو راهنمائی کنید خوشحالم  بی اندازه و به معنای واقعی خوشحالم

اما !!!

میخوام مطلبی رو برای دوستان خوبم توضیح بدم . برای اینکه وقتی شما که به من سر میزنید اینقدر با نوشته های من دقیق برخورد میکنید . منم دلم میخواد حقیقت چیزی رو که در وجود من میگذره بدونید

اینجوری دوستای بهتری برای هم هستیم

با درک بیشتر و بهتر از هم  

آه دختر بانشاط و شوخیه  اهل تفریح و توکل بخداست  اما اینکه تا کجا ؟ اون با حضرت آهه !!!!

این اسم رو انتخاب کردم برای اینکه همه ما انسانها لحظاتی در زندگی داریم که اونقدر سخت و تنگ میگذره بهمون که کاری جز آه کشیدن نداریم برای اینکه به یه شکلی دردمونو تسکین بدیم

تا بحال به این فکر کردید که مصداق این جمله نازنین چیه ؟

  "نحن اقرب الیه من حبل الورید"

یه جائی خوندم که آه نامی از اسماء مقدس الهیه

میگه من از رگ گردن به شما نزدیک ترم . در سختی ها و شادی ها با شمام . ثانیه ای و کمتر از ثانیه ای غافل از احوال شما نیستم و ...

من حس کردم

وقتی در تنگنا قرار گرفتم و آه کشیدم این آهی برآمده از دل تنگ من بود اما من بی اینکه بخوام در ثانیه ی اول ورود غم و رنج به حریم کوچیک و کم تحمل وجودم  نام مقدس اونو صدا زدم و از اون مدد خواستم

حس میکنم

اینه که خدا میگه من از رگ گردن به شما نزدیک ترم . شما رو رها نمیکنم و ...

تا بحال حس کردی در سخت ترین لحضات با یه آه ساده که از ته دل بر می آد . چقدر آرامش در وجود ما جریان پیدا میکنه ؟

من حس کردم

دوست دارم آه باشم

سرشار از آرامش . سرشار از انرژی . سرشار از معنویت . سرشار از ...

 

منتظرتون هستم دوستای خوب و عزیز و نازنینم

بهتون سر میزنم

یا حق

 

 

 

+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) چهارشنبه 1386/07/04ساعت 5:20 |


 

دلم گرفته

اینقدر گرفته که اجازه بالا اومدن به حرفهای تلنبار شده توی دلم نمیده

خسته ام

اینقدر خسته که دلم میخواد تا صبح قیامت پلک از هم باز نکنم

غریبم

گم شده ام

تک و تنها

واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خدای من

مثل یه قایقی که تبدیل شده به یه تخته پاره . وسط این اقیانوس متلاطم . وسط اینهمه موج های بلند

سردمه

گرسنه ام

بدون حتی یه نگاه آرامش بخش

پس کی میرسیم به ساحل ناخدا .................

 

 

+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) یکشنبه 1386/07/01ساعت 1:0 |