اي واژه بي معني رؤيائي بي تعبير آغاز ترين پايان آزاد ترين تقدير از قلب تو ميرويد نغز غزلي تازه پنهان شده اي در من گمنام پرآوازه *** تو سايه خورشيدي تو بوسه ي در بحران تو دلهره اي آرام مهتاب ، تر از باران آرامش توفاني مي سازي و ويرانم رسوائي راز آلود مي پوشي و عريانم *** من حادثه بردوشم من عشق نميدانم در هيچ تمامم كن تا زنده شود جانم من را تو به خود خواندي معشوقه نا خوانده دل را به ازل بسپار يك دم به ابد مانده
+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) یکشنبه 1385/11/29ساعت 19:12 |
الهی گربردار کنی رواست ، مهجور مکن . وگربه دوزخ فرستی رضاست ، از خود دور مکن . رساله دل و جان خواجه عبدالله انصاری
+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) پنجشنبه 1385/11/26ساعت 16:48 |
امروز هوس کردم برم توي بيا بون ولي آدم آرزومند تو بيا بون نمي ره مگر اينکه وا قعا دلش بزرگ باشه . چون تو بيا بون آدم به آرزو ها ش نمي رسه . آدم ا سيرم بيا بون نمي ره ، بيا بون جاي آدماي بزرگه ،که آماده رفتن ا ند ا ما نرفته ا ند . جايي براي غايب شدن جايي براي گريستن جايي براي " منحصرا" خدا رو ديدن جايي براي ا ستجابت دعا جايي براي بي ريا بودن جايي که رياکار توش نمي ره جايي براي گفتگو کردن جايي براي رهايي از هر چي مده . جايي که اگه بري کسي نمياد که سراغتو بگيره جايي که کسي به کار آدم کاري نداره جايي که چيزي نيست که گرفتار حا سد باشي چيزي نيست که سرش بخل بورزند و اگه کسي رو ببيني يا ازت فاصله ميگيره ، چون از شر ، ا نس و جن رفته بيا بون ، يا به درستي با هات شفيق و رفيق ميشه ، چون فقط تويي و اون . جايي براي شکران نعمت و توکل به او يا جايي براي اونايي که نمي تو نن تحمل کنن . فقط مي دونم جاي خوبيه براي گمنام شدن گمنامي هم غمي نيست خدا که ديده و شنيده چه حاجت که ديگران ببينند و بشنوند جايي که روح او نو مي پسنده ولي جسم ازش فرار مي کنه . يه بيا بون ديگه هم هست بيا بو ني که جسم او نو مي پسنده ولي روح تحملش مي کنه بیابو ني که ا سمش خيا بو نه . . . ! ! !
+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) دوشنبه 1385/11/16ساعت 22:0 |
چه غریب ماندی ای دل نه غمی نه غمگساری نه به انتظار یاری نه ز یار انتظاری غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری سحرم کشیده خنجر که چرا شبم نکشته است تو بکش تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری نه چنان شکست خوشتر که دوباره سر بر آرم منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری که نداشت برگ و باری
+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) یکشنبه 1385/11/15ساعت 6:35 |
حسین (علیه السلام)
سرسلسله خیل عاشقان عالم است
و
ریشه همه دوستداران او در کربلاست .
اگه خونه ات قلب منه
سینه زدن در زدنه
* و قبره في قلوب من والاه *
+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) یکشنبه 1385/11/08ساعت 20:21 |
من عرف نفسه فقد عرف ربه ؟ ؟ ؟
اندروني
+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) سه شنبه 1385/11/03ساعت 22:58 |