عمرتون صد شب یلدا دلتون قد یه دریا توی این شبای سرما یادتون همیشه با ما خوش باشید ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) پنجشنبه 1385/09/30ساعت 16:32 |
دلم برای کسی تنگ است ،
که آفتاب صداقت را به میهمانی گلهای باغ می آورد و گیسوان بلندش را به باد میداد ، و دستهای سپیدش را به آب می بخشید . دلم برای کسی تنگ است ، که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریای واژگون می دوخت ، وشعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند . دلم برای کسی تنگ است ، که همچو کودکی معصوم ، دلش برای دلم می سوخت و مهربانی را نثار من می کرد . دلم برای کسی تنگ است ، که تا شمال ترین شمال با من رفت ، و در جنوب ترین جنوب با من بود . کسی که با من بود ، کسی که با من نیست ، کسی ...... دگر کافیست .
+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) چهارشنبه 1385/09/29ساعت 3:37 |
با لب تو میخندم با گوش تو میشنوم با چشای تو گریه میکنم با دست تو مینویسم و با یاد تو فکر میکنم آب و خاکی نمی خوام ،چون به آه سوخته دلی به باد میره اما آتیشی که هیچ وقت نمیره ، تو دل منه ، از خودم خونه وسر پناهی ندارم و باور کن تو همه عمر در آرزوی اونم نبودم اما در عمق آرزوی منه که تو دل تو خونه ای داشته باشم اگر چه به ساحت یه قلب فصلها دگرگون میشن ، اما محبت جاودانه میمونه مثل گلی که توی بهار رشد میکنه
+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) چهارشنبه 1385/09/29ساعت 3:18 |
دلم گرفت بیا لحظه ای بمان با من ترانه های غریبانه را بخوان با من در این نهایت وحشت در این دیار غریب نمانده کسی جز تو یارو همزبان با من نگاه گرم تو بارانی از نوازش بود هنوز تشنه ام ای چشم مهربان با من غروب و کوچه بن بست و ابر بغض آلود دلم گرفت بیا لحظه ای بمان با من
+ (میان خیمه لیلی و خیمه مجنون*مسافتی است که چون طول آه کوتاه است) چهارشنبه 1385/09/29ساعت 3:3 |