هر کجاي ميکده جايت دهند آرام باش

وقت مي نوشي ميان مي خوران گمنام باش

افتخاري نيست گه گاهي رَوي در ميکده

نزد ساقي طالب روزي استخدام باش

در ميان ميکده بودن که تنها شرط نيست

با رسومات حريم ميکده هم­گام باش

دل به اوقاتي که در ميخانه هستي خوش مکن

در هراس از رنجش ساقي تو در فرجام باش

جام مخصوصي که ساقي خود از آن مي مي­خورد

سخت مي­آيد به دست، اما پي آن جام باش

سخت­تر از دادن جان آبرودادن بود

مست ساقي گر شدي، سرخوش ز هر دشنام باش

 

«م ­س­ ت سبو» از اين لحظه براي مدتي نامعلوم دست از فعاليت خواهد کشيد

از اين­که تا امروز محبت مي­کرديد و به من سر مي­زديد متشکرم

ان­شاءالله

 دوباره براي هم­راهي و هم­گامي با دوستان و هم­سنگران گرامي

و نوشتن در محيط بيکران وب، خدمت خواهم رسيد

يا حق

آه